وفا
او بی وفا نبود اما...
مثل یک نسیم راحت از کنار پروانه های شیدا می گذشت.
روز های زیادی می گذشتند که سراغ اطلسی ها را نمی گرفت.
و برای هیچ شقایقی خبر های داغ نمی آورد.مدت ها بود که
با زیبا ترین غروب هاقهر کرده بود و از تمام طلوع ها فاصله می گرفت
او مثل جاده ای بی انتها به فرا سوی بی کران ها می رفت وبه فکر هیچ چشم گریانی نبود.
او بی وفا نبود اما...
+نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت14:2توسط ساحل |

