که شاید منم یه روز مثل گل نیلوفر تنها بشم.سریع از کنار مرداب دور
شدم.حالا وقتی می بینم خودم مرداب شده ام به دنبال یه گل نیلوفر
می گردم که از تنهایی نمیرم و حالا می فهمم که:
گل نیلوفر مغرور نیست. اون خودشو وقف مرداب کرد.
اما مگذار که آینده ات را رقم بزند
وفراموش کن هر خطای رفته دیرینه را
وشادمان باش که در دنیایی زیست می کنی
سرشار از فرصت ها
وخوش باش
واین حقیقت را قدر بدان
که تو را قدرتها و استعدادهایی خداداد است
یگانه و تنها از آن تو
و هیچ مهراس که آن را خوب به کار گیری
شایسته باش آن قدر که بتوانی
پند دیگران و .....کمکهایشان را بپذیر
اما همیشه به خاطر نگه دار:
کلام آخر از آن توست
تصمیم ها را خود بگیر
به کشف خویش کمربر بند
رویا های خود را دریاب
ثابت قدم باش
بکوش که نا امید نشوی
آنگاه که گردون به مراد نمی چرخد
و هر آنچه می توانی انجام ده
تا که از این جهان دنیایی بسازی بهتر
دنیایی بهتر برای زیستن
هشدار!
زندگی همواره آسان نیست
اما این زمان محدود و این کار دشوار
می تواند همان باشد که تو می خواهی
آینده در انتظار توست
تا به کی وصف تو را گفتن و روی تو ندیدن پرده بردار ز سیما بابی انت و امی
قائم آل نبی مهدی موعود تویی تو ای جگر گوشه ی زهرا بابی انت و امی
بر وجود تو جهان باقی ولی افسوس که باشد جای تو دامن صحرا بابی انت و امی
از غم اینکه بمیریم و نبینیم جمالت دگر این غیبت کبری بابی انت و امی
طعنه ی خلق ز یک سو غم روی تو ز یک سو کرده خونین دل ما را بابی انت و امی
تو را قسم به اطلسی های غمگین با من بمان...
تو را به دلگیری تمام باران ها قسم .کمی به نگاههایم بیندیش....
راه کعبه ی قلب تو تا به کی به روی من بسته خواهد ماند؟
***ای تمام زمزمه ها زنده به یاد نفست***
بیا و ببین چگونه با سیل اشک هایم از تو عذر خواهی می کنم...
یک نفر هست که در پرده ی شب طرح لبخند سفیدش پیداست
مثل لحظات خوش کودکی ام پر ز عطر شب بو هاست
یک نفر هست که چون چلچله ها روز و شب
شیفته ی
پرواز است
توی چشمش چمنی ازاحساس
توی دستش سبد آواز است
یک نفر هست
که
یادش هر روز
چون گلی
توی دل
میروید
مثل یک نسیم راحت از کنار پروانه های شیدا می گذشت.
روز های زیادی می گذشتند که سراغ اطلسی ها را نمی گرفت.
و برای هیچ شقایقی خبر های داغ نمی آورد.مدت ها بود که
با زیبا ترین غروب هاقهر کرده بود و از تمام طلوع ها فاصله می گرفت
او مثل جاده ای بی انتها به فرا سوی بی کران ها می رفت وبه فکر هیچ چشم گریانی نبود.
او بی وفا نبود اما...
آن قدر بی خیال کهگویی هر گز برایش درد و رنج بابونه هامهم نبود
بی رحم و سنگدلچشم های گریان را نا دیده گرفت.او با تمام
هستی اش رفت غافل از قلب هایی که به خاطرش شکسته بودند
گویی التماسهیچ دستی بربیش مهم نبوده.انگار پاییز را نمی دیدکه
بی صبرانهمنتظر بودپا روی جای پایش بگذارد.
او رفت و گفت کهکه منتظرش بمانیم ومن هم چنان تا ابد همن جا همراه تمام اشک هایم کنار پلکان شک و تردید در انظارش خواهم ماند.اما همیشه حس غریبی به من می گوید که
او اگر می خواست بر گردد هرگز نمی رفت...
ای پیک راستان خبر یار ما بگو
احوال گل به بلبل دستان سرا بگو
ما محرمان خلوت انسیم غم مخور
با یار آشنا سخن آشنا بگو
حافظ گرت به مجلس او راه می دهند
سلام به تمام عاشقاني که آن خاطرات سرخ در جعبه قلب ارغواني رنگ آنها باقيست
سلام به تمام عاشقاني که پاييز در ذهن آنها بهاريست تازه
سلام به تمام عاشقاني که رنگ پاييز را زرد نميدانند بلکه رنگ آنرا سبز ميدانند
سلام به تمام عاشقاني که هنوز بدون معشوق خود عاشقند و عاشق ميمانند
سلام به تمام عاشقاني که نيستند اما عشق آنها هنوز هست
سلام به تمام کساني که عاشق نيستند ولي معشوق آنها هست
سلام به تمام کساني که نه معشوق آنها هست و نه خود آنها
سلام به عشق که باقيست....
بازم مينويسم با تمام بي قراري ها و دلتنگي هام ...
تمام خاطرات زندگيم را دوست دارم چون عصاره همه آنها جداييست
تمام خاطرات شيرين زندگيم رو دوست دارم چون عصاره همه آنها تلخيست
تمام نوشته هاي دفتر خاطراتم را دوست دارم چون همه آنها با طعم جدايي انگاشته شدند
اي کاش پاک کني در لاي دفتر خاطراتم بود تا بتونم پاک کنم و از نو بنويبسم
اي کاش ميشد خاطرات را از نو نوشت
اي کاش ميشد برگشت و از نو نوشت
اي کاش ميشد بر گشت و از نو ساخت
اي کاش ميشد عشق خود را از نو شناخت
اي کاش ميشد باز هم به او برگشت و نگاه کرد
اي کاش ميشد عشق را از روز اول جوري شناخت که هيچ گاه از آن جدا نشد
اي کاش ميشد از نو نوشت واز نو ماند
اي کاش...
(برگرفته از سایت پاپونی)
ببخشید که مدتی نتونستم آپ کنم .راستش وقتم حسابی پر بود...ولی عوضش از الان با انرژی شروع می کنم به شرطی که شماهم من رو تنها نذارید و با نظرات خوبتون منو یاری بدید![]()



